تبليغاتX
آوای پلی تکنیک

سرمقاله شورش 2

 

دوشنبه ۵ اسفند ماه ۸۷ دانشجویان پلی­تکنیک در اعتراض به دفن قربانیان جنگ در دانشگاه تجمعی با عنوان «دانشگاه گورستان نیست» برگزار می کنند. ۵ تن از قربانیان جنگ یا «شهدای گمنام» با حضور گسترده دانشجویان بسیجی دانشگاه­های مختلف و اعضای پایگاه­های مقاومت بسیج ادارات و مناطق و نواحی و ... یا به بیان برگزارکنندگان مراسم «با حضور پرشور مردم» در دانشگاه دفن می­شوند. ظاهراْ دانشجویان از اعتراض خود نتیجه­ای نمی­گیرند. مشت و لگد و... و بازداشتِ از چند ساعت تا سه - چهار روزه­ی بیش از ۷۰ دانشجو، بازداشت ۴ دانشجوی دیگر در صبح سه­شنبه که هنوز هم در زندان روزگار می­گذرانند، احضارهای گسترده به کمیته انضباطی، احکام سنگین محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و ممنوع الورود شدن به دانشگاه و ... همه­ی چیزی است که از این اعتراضات عاید دانشجویان می­شود. مساله اینست: در برابر این همه تاوان، اعتراضات دانشجویان چه دستاوردی برایشان به همراه داشته است؟ این سوال را پیش روی هر دانشجوی محروم از تحصیل بگذارید، جوابِ درستی نخواهید شنید. دانشجویان صرفاْ معترضند. شاید همه آنها قبل از برگزاری مراسم می­دانستند اعتراض­شان راه به جایی نخواهد برد، همه آنها احضار به کمیته انضباطی و محرومیت از تحصیل را پیش­بینی می­کردند. پس به راستی چرا اعتراض کردند؟ چرا آنها همچون دانشجویان دانشگاه تهران بی­تفاوت از کنار پروژه دفن قربانیان جنگ در دانشگاه نگذشتند؟ شاید آنها به برگزاری تجمع و به «مرگ بر دیکتاتور» را فریاد زدن؛ به اعتراض کردن راضی هستند. شاید اینکه چند روزی اخبار اعتراض و بازداشت و ... در سایت­ها، رادیوها و شبکه­های ماهواره­ای خارج از کشور مطرح شده، ارضایشان کرده باشد.

 ۵ اسفند تنها یک نمونه است. اعتراض دانشجویان و بازداشت­شان و محرومیت­شان از تحصیل داستانی است که بارها و بارها در این چند ساله تکرار شده و تا به حال به هیچ نتیجه­ی مشخص و تغییر ملموسی منجر نشده است. بارها و بارها دانشجویان «مرگ بر دیکتاتور»، «وزیر بی­لیاقت استعفا استعفا»، «رییس انتصابی نمی­خوایم نمی­خوایم» را فریاد زده­اند. اما دیکتاتور روزبه­روز هارتر شده و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، سرکوب و خفه کردن مخالفان و معترضان حریم دیکتاتور را بی­وقفه و به شدیدترین شکل به انجام می­رسانند. وزیر استعفا نداده که هیچ، با قدرت مشغول پیشبرد برنامه­های دولت اسلامی در راستای اسلامی کردن دانشگاه­ها است. رییس انتصابی هم همچنان در طبقه هفتم ساختمان فارابی بر کرسی ریاست لمیده و کمیته انضباطی به مثابه مشت آهنین وی، وظیفه سرکوب اعتراضات دانشجویی را به بهترین شیوه انجام می­دهد. اما دانشجویان معترض! این بیچاره­ها ، یا در اوین میهمان وزارت اطلاعات رژیم هستند یا پشت نرده­های دانشگاه، از رییس انتظامات دانشگاه التماس می­کنند تا به آنان برای دقایقی اجازه ورود به دانشگاه داده شود؛ در کمیته انضباطی دانشگاه توبه­نامه و ندامت­نامه­ای نوشته­اند، در ساختمان نهاد رهبری، معاونت دانشجویی و طبقه هفتم فارابی (ساختمان ریاست دانشگاه) خود و والدینشان از مسئولان دانشگاه درخواست عفو و بخشش و لغو محرومیت از تحصیل داشته­اند.

حال سوال این است: چرا دانشجویان در رسیدن به خواست­ها و اهداف خود ناکام می­مانند؟ چرا حتی قدرت دفاع از حق تحصیل خود را هم ندارند؟ چرا حتی نمی­توانند در اعتراض به محرومیت­شان از تحصیل و زندانی شدن دوستان­شان، تجمعی اعتراضی برگزار کنند؟ آنها برای به کرسی نشاندن خواست­شان در دانشگاه چه کم دارند؟

پاسخ یک کلمه است: «تشکیلات» . این قدرتی است که دانشجویان از آن بی­بهره­اند .

شورای صنفی دانشگاه که خود را «نماینده واقعی دانشجویان» معرفی می­کند ، ظاهراً زندانی شدن دانشجویان و محرومیت آنان از تحصیل را امری بی­ارتباط به خود می­داند. شورای صنفی قرار نیست فعالیت سیاسی بکند! شورای صنفی پلی­تکنیک فقط یک کار بلد است: با مسئولان محترم دانشگاه سر یک میز بشیند و مسائل و مشکلات و انتظارات دانشجویان را به مدیریت محترم منتقل کند، بیانیه­ای صادر کند و در آن خود را «منتخب دانشجویان دانشگاه» و «نماینده واقعی دانشجویان» بخواند و البته در پایان بیانیه، بر این تاکید کند که در صورت بی­توجهی مسئولان به خواست­های دانشجویان این شورا در دفاع از حقوق دانشجویان از هیچ اقدامی دریغ نمی­کند ! زنده باد شورای صنفی !

البته همه می­دانند که شورای صنفی پای عمل که برسد، هیچ غلطی نمی­کند. چون نمی­خواهد و اگر بخواهد، نمی­تواند. چرا؟ به یک دلیل کاملاً واضح: «نماینده واقعی دانشجویان» پشتوانه­ی دانشجویی ندارد!

درباره انجمن اسلامی دانشجویان، حرف زدن از تشکیلات، دست­کم در چند سال اخیر خنده­دار است. این البته سوای ایرادهای اساسی است که به بینش ارتجاعی و رویه­ی­­ محافظه­کارانه­ی انجمن وارد است. در ماجرای پنجم اسفند، انجمن اسلامی پلی­تکنیک، ناتوان از حل مساله صورت مساله را پاک کرد: در مراسم شرکت نمی­کنیم و از دانشجویان می­خواهیم با حفظ هوشیاری وارد بازی مرتجعان و اقتدارگرایان نشوند! انجمن پلی­تکنیک با اتخاذ چنین موضعی عملاً همدست ارتجاع شد. به عبارت دیگر انجمن اسلامی حتی اگر تشکیلات هم داشت دردی از دردهای دانشجویان را دوا نمی­کرد.

بی­برنامگی و نبود کار تشکیلاتی ، حتی در معدود نشریات دانشجویی موجود نیز دیده می­شود. هیچ نشریه­ای را نمی­توان یافت که منظم و منسجم انتشار یابد و در دانشگاه جریان­ساز باشد.

آنچه برای تغییر وضعیت موجود دانشگاه و تحقق خواست­های دانشجویان یک ضرورت است، هدفمندی فعالیت­های آنان است. تا زمانی که فعالیت دانشجویی، واکنشی، مقطعی و بی­برنامه دنبال ­شود، به هیچ نتیجه­ای نخواهد ­رسید. 

دانشجویان هنگامی به خواست­های خود می­رسند که خود را به عنوان «یک قدرت واقعاً موجود» به مسئولان دانشگاه تحمیل کنند. دانشجویان زمانی «یک قدرت واقعاً موجود» محسوب می­شوند که قادر باشند هر زمان که اراده کنند، مدیریت دانشگاه را از کار بیندازند و خود اداره و کنترل دانشگاه را در دست گیرند. لازمه­ی­­ چنین قدرتی انسجام و اتحاد اکثریت قابل توجهی از دانشجویان بر مبنای خواست­ها و منافع مشترک­شان است. چنین اتحادی زمانی وجود می­یابد که دانشجویان به فهم مشترک از منافع مشترک رسیده باشند و لزوم اتحاد برای حفظ این منافع را درک کرده باشند. در این صورت خواست و تلاش عمومی دانشجویان در دفاع از حقوق و منافع­شان در قالب یک «تشکل دانشجویی» بروز می­یابد. چنین تشکل قدرتمندی، «ابزار اعمال اراده» دانشجویان خواهد بود. روزی که چنین تشکلی موجودیت یابد، دانشجویان، تصمیم­گیرندگان و مدیران واقعی دانشگاه خواهند بود. مسئولان دانشگاه بدون درنظر گرفتن خواست دانشجویان قدرت اتخاذ کوچکترین تصمیمی را نخواهند داشت. محرومیت از تحصیل حتی یک دانشجو، به معنای رویارویی مدیریت دانشگاه با همه دانشجویان خواهد بود. بازداشت حتی یک دانشجو، اعتصاب همه دانشجویان و تعطیلی یک دانشگاه را به دنبال خواهد داشت. آن روز، دست حاکمیت از دانشگاه کوتاه خواهد شد.

اما تا آن روز، هر روز دختر دانشجویی به جرم عدم رعایت پوشش اسلامی! مورد بازجویی و بازخواست وقیحانه­ی ماموران انتظامات دانشگاه قرار می­گیرد، دانشجویی به کمیته انضباطی احضار می­شود، از تحصیل محروم می­شود، به دانشگاه ممنوع­الورود می­شود، به زندان می­افتد و شکنجه می­شود. تا آن روز، هر روز وزارت علوم طرحی را برای اسلامی کردن دانشگاهها – این کارخانه­های انسان­سازی رژیم خمینی - اجرایی می­کند، نابرابری و آپارتاید جنسیتی در آموزش عالی گسترده­تر می­شود، عده بیشتری از بسیجی­ها به لطف اختصاص سهمیه­های 40 درصدی دانشجو می­شوند، دانشگاه اسلامی­تر می­شود!     

حال پرسش اساسی این است: «تشکل دانشجویی» چگونه وجود می­یابد؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:50 توسط آوای پلی تکنیک |

اکنون بیش از یک ماه است از بازداشت دوباره ی دوست و هم دانشگاهی گرامی ما آقای مجید توکلی می گذرد. با وجود گرایشات فکری غیر همسان میان ما و ایشان شکی نیست به لحاظ خصوصیات ارزشمند شخصی میان خود و ایشان نزدیکی خاصی از جنس دغدغه و خواستهای اولیه یک فعال سیاسی حس کرده و به شدت نگران و پیگیر وضعیت جسمی و حقوقی آقای توکلی هستیم.

مجید عزیز از زمان شروع فعالیت دانشجویی و سیاسی خود تا کنون تغییرات فکری محسوس و روبه جلویی داشته اند و یک نمونه ی بی نظیر از نقش سیالیت فکری و پرهیز از تعصب و منفعت طلبی هستند. آنچه که زبان روان و سلیس میان مجموعه های مختلف دانشجویی است؛ توجه به امنیت دیگران، توجه به اصول و خواستهای مشترک، طراحی حرکات سیاسی بر مبنای مقابله نیروی حداکثری ممکن با مشکلات ایجاد شده از سوی دشمن مشترک است که به دلیل بیگانه بودن آقای توکلی با تعصب کور، پرهیز از  توجه یک سویه و غیر منطقی به منافع گروهی و شناخت مناسب از یگانه نیروی مخالف در زمان حاضر، ایشان همواره یکی از گزینه های اصلی مذاکرات و همفکریهای میان گروه های دانشجویی بوده اند.

مسلماً با خصوصیات بیان شده در بالا و پایبند بودن این شخص به توافقات و پیمانها تحلیل ما این است که در صورت حضور آقای توکلی در حماسه ی دانشجویان پلی تکنیک در مراسم «دانشگاه گورستان نیست»، انجمن اسلامی امیرکبیر به جای بروز رفتارهای دوگانه، رفتارهای سازشکارانه، مانع تراشی و کناره گیری از اعتراض بزرگ دانشجویی پلی تکنیک، رفتارهایی به مراتب منطقی تر و دانشجویی تر از خود نشان می داد.

دانشجویان پلی تکنیک امیدوارند هرچه سریعتر آقای مجید توکلی از اسارت آزاد شده و به جمع دانشجویان رادیکال  پلی تکنیک باز گردند. دوستانه امیدواریم رفتار و منش آقای توکلی الگویی برای سایر فعالین تحکیم و انجمنهای اسلامی باشد و ایشان نیز به دلیل تواناییهای بالای خود بتوانند تغییرات اساسی فکری و رفتاری در مجموعه ی مطبوع خود ایجاد کنند و در پایان امیدواریم مجموعه ی فعالیت تمامی آزادیخواهان و فعالان کارگری، دانشجویی، زنان و ... هر چه سریعتر منجر به برقراری شرایطی شود که یک انسان به دلیل عقاید فکری و بیان عقاید خود به بند کشیده نشود و همه ی زندانیان عقیده و بیان و فعالان سیاسی و اجتماعی از زندانهای سانسور و سرکوب رهایی یابند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 4:43 توسط آوای پلی تکنیک |

برخورد با فعالان‎ ‎دانشجوئي طي روزهاي اخير از دانشگاه هاي شهرهاي مختلف کشور‏‎ ‎همچون تهران، اصفهان و ‏سيستان بلوچستان به کردستان کشيده شد و طي چند روز‏‎ ‎گذشته بازهم دانشجويان کرد با دور ديگري از برخوردها نظير ‏محروميت از تحصيل،‎ ‎بلاتکليفي در زندان و احضار به کميته هاي انضباطي روبرو شدند‏‎.‎ 

براساس گزارش دانشجويان مدافع حقوق بشر در کردستان، در چند‎ ‎روز گذشته جمال رحماني، دانشجوي رشته مهندسي ‏صنايع دانشگاه آزاد دهاقان اصفهان‎ ‎پس تحمل هشت ماه حبس و در حالي که براي ثبت نام براي ترم آينده به دفتر اين ‏دانشگاه‎ ‎مراجعه کرده بود با حکم اخراج از دانشگاه و محروميت از تحصيل براي هميشه روبرو‎ ‎شد‎.‎به‎ ‎گزارش اين منبع، اين دانشجوي کرد دانشگاه اصفهان‏‎ ۲۵ ‎خردادماه سال جاري به اتهام فعاليت هاي دانشجوئي و‏‎ ‎حقوق بشري توسط نيروهاي لباس شخصي در منزل دانشجوئي خود در اصفهان دستگير و براي‎ ‎تحقيقات امنيتي به ‏زندان سنندج انتقال داده شده بود‎.‎ جمال رحماني توسط دادگاه انقلاب سنندج با اتهاماتي نظير‎ ‎تبليغ عليه نظام از طريق عضويت‎ ‎در سازمان هاي حقوق ‏بشري،شرکت در تجمعات دانشجوئي و همچنين جمع آوري امضا براي لغو‏‎ ‎حکم اعدام فرزاد کمانگر روبرو شد و نهايتا ‏دادگاه وي را به تحمل هشت ماه حبس تعزيري‎ ‎و سه سال حبس تعليقي محکوم کرده بود‏‎.اين‎ ‎فعال دانشجوئي چند روز پيش بعد از پشت سرگذاردن هشت ماه حبس تعزيري خود هنگامي که‏‎ ‎براي ثبت نام به ‏دانشگاه مراجعه کرده بود از ورود وي به دانشگاه ممانعت به عمل‏‎ ‎آمد‎. ‎شايان ذکر است که حکم اخراج‎ ‎و ممانعت از ‏ادامه تحصيل اين دانشجوي کرد توسط مسئولان اين دانشگاه کتبا به وي‎ ‎ابلاغ شده است‎.‎

از‎ ‎سوي ديگر منابع خبري وابسته به دانشجويان کرد، از بلاتکليفي و بي خبري از سرنوشت‏‎ ‎يک دانشجوي مهابادي که ‏گفته مي شود در يکي از بازداشتگاه هاي وابسته به وزارت‎ ‎اطلاعات در اروميه بسر مي برد اظهار نگراني کرده اند‏‎. ‎براساس خبرهاي بدست آمده، امير مصباح قاضي، فعال دانشجوئي دانشگاه آزاد‏‎ ‎مهاباد از سه ماه پيش توسط نيروهاي ‏امنيتي و اطلاعاتي دستگير شده است و از آن زمان‎ ‎تاکنون تنها اطلاعي که از وي بدست آمده اين بوده که وي در يکي ‏از بازداشتگاه هاي‎ ‎وزارت اطلاعات اروميه بسر مي برد‏‎. ‎تاکنون هيچ يک از مراجع قضائي و امنيتي علت و يا اتهامات اين فعال‎ ‎دانشجوئي را اعلام نکرده اند‏‎. ‎تلاش خانواده و ‏نزديکان وي براي بدست آوردن اطلاع در خصوص وضعيت جسمي و‏‎ ‎روحي وي هم تاکنون به جائي نرسيده است‎.‎اين ‏فعال دانشجوئي که قبلا دبير انجمن ادبي مهاباد بود،‎ ‎تنها در حوزه ادبيات فعاليت داشت‎.‎ 

همچنين روز گذشته کميته انضباطي دانشگاه رازي کرمانشاه، سمانه فضلعلي يکي‎ ‎از فعالان دانشجوئي اين دانشگاه را ‏فرا خواند‎. ‎منابع دانشجوئي در مورد احضار اين دانشجوي کرمانشاهي‎ ‎نوشته اند‎:‎علت احضار اين دانشجو‎ ‎اعتراض به ‏بسته بودن غيرقانوني درهاي انجمن اسلامي دانشگاه رازي در ماه گذشته‏‎ ‎است که با اعتراض شماري از فعالان ‏دانشجوئي اين دانشگاه همراه شده‎ ‎بود‎. کميته انضباطي دانشگاه رازي کرمانشاه قبل از احضار سمانه فضلعلي، چهار‎ ‎فعال دانشجوئي ديگر همين دانشگاه را به ‏همين علت احضار کرده بود‏‎.

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 13:17 توسط آوای پلی تکنیک |

محمد یوسف رشیدی، دانشجوی دانشکده کامپیوتر دانشگاه پلی تکنیک و محسن غمین دانشجوی دانشکده عمران این دانشگاه، از دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک به دلیل شرکت در تجمع "دانشگاه گورستان نیست" که در روز دوشنبه 5 اسفند برگزار شد، هر یک به "منع موقت از تحصیل به مدت دو نیمسال با احتساب سنوات به انضمام محرومیت از تسهیلات رفاهی از قبیل وام، خوابگاه و غیره تا پایان دو نیمسال محرومیت" محکوم شدند.

این در حالیست که یوسف رشیدی پیش از این در مهر 86 به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از امکانات رفاهی تا پایان تحصیلات، محکوم شده بود. لازم به ذکر است که اجرایی شدن این حکم به منزله اخراج این دانشجو از دانشگاه می باشد.

همچنین پیش از این محسن غمین در 13 آذر 86 قبل از برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران دستگیر شد و به مدت 2 ماه در انفرادی بند 209 زندان اوین بازداشت بود و به این دلیل، 1 ترم از تحصیل بازماند.

به نقل از دانشجویان سوسیالیت پلی تکنیک

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:17 توسط آوای پلی تکنیک |

صبح امروز (دوشنبه)پدر و مادر محمد پور عبدالله، ساناز الله یاری و امیرحسین محمدی فر برای ملاقات فرزندان در بند خویش به زندان اوین مراجعه کرده اند که در این میان تنها خانواده ساناز الله یاری  و محمد پور عبدالله موفق به دیدار عزیزان خود شده اند. حال روحی ساناز الله یاری خوب بوده، لیکن آثار کبودی و زخم بر صورت و به خصوص اطراف چشم وی قابل مشاهده بوده است. حال مادران دو فعال دانشجویی دیگر بد بوده به طوریکه مادر  امیرحسین محمدی دو مرتبه دچار ضعف و بیهوشی شده است.با توجه به  تایید شکنجه دانشجویان زندانی در ۲۰۹ اوین و اخبار تایید شده در مورد دانشجویان زندانی اصفهانی، عدالت  و اعتبار  اتهامات وزارت اطلاعات و قوه قضاییه ایران را میتوان سنجید.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:29 توسط آوای پلی تکنیک |

احکام نهایی ۸ دانشجوی ممنوع‌الورود دانشگاه سیستان و بلوچستان روز شنبه (۱۷ اسفند) به آنها ابلاغ شد. حراست این دانشگاه یکی از دانشجویان محکوم را که قصد جمع‌آوری لوازم خود را از خوابگاه داشت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
 
هشت دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان که به خاطر شرکت در تحصن دانشجویی آبان ماه ۱۳۸۷ در اعتراض به محیط ناامن دانشگاهشان از سوی کمیته‌ی انضباطی دانشگاه محکوم شده‌بودند، احکام قطعی خود را دریافت کردند. پنج تن از دانشجویان که تعهد داده‌اند در آینده فقط درس بخوانند و فعالیتی صنفی یا سیاسی نداشته باشند، می‌توانند به تحصیل خود ادامه دهند. از ادامه‌ی تحصیل سه تن از دانشجویان به طور موقت جلوگیری کرده‌اند. این سه تن علی باقری، کامران جلیل و امین صالحی هستند که هر سه فعالیت نویسندگی در نشریه‌های دانشجویی داشته‌اند.

ناامنی محیط دانشگاه سیستان و بلوچستان و اعتراضها به آن

در اوایل آبان ماه ۱۳۸۷ چند فرد ناشناس با اسلحه‌ی سرد وارد محوطه‌ی دانشگاه سیستان و بلوچستان شده، یکی از دانشجویان را کتک زده و از دانشگاه گریختند. در پی این واقعه دانشجویان با تحصن، اعتراض خود را به ناامنی محیط دانشگاه بیان داشتند. مسئولان دانشگاه به دانشجویان قول پیگیری ماجرا را دادند. یک روز پس از آن افرادی ناشناس به دانشجویی دیگر در محوطه‌ی دانشگاه حمله کرده، او را با چاقو زخمی کردند. دانشجویان باز دست به تحصنی چند روزه زدند و خواستار استعفای مسئول نگهبانان دانشگاه و دبیر کمیته‌ی انضباطی دانشجویان شدند. در آن هنگام رییس دانشگاه به میان جمع دانشجویان آمد و قول رسیدگی به خواستهای آنان را داد.

پس از گذشت چند ماه، نه تنها به خواست دانشجویان رسیدگی نشد، بلکه فشار بر دانشجویانی که در تحصن‌ها شرکت کرده بودند و نیز بر نشریه‌ها و انجمنهای دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان افزوده شد. به گزارش خبرنامه‌ی امیرکبیر شب‌نامه‌هایی در دانشگاه پخش می‌شد که این دانشجویان را به ملحد بودن، مزودری و خواست براندازی نظام متهم می‌کرد. “امیرکبیر” می‌نویسد که دانشجویان بخصوص شمس نجفی، دبیر کمیته‌ی انضباطی، را مسئول جو “نظامی و امنیتی”‌ای می‌دانستند که در چند ماه پس از تجمع اعتراضی‌شان در دانشگاه حاکم شد. دانشجویان در تجمع خود خواهان برکناری وی شده‌بودند. 

مجازات دانشجویان منتقد


۱1 نفر از دانشجویان به کمیته‌ی انضباطی احضار شدند. برای ۸ تن از این دانشجویان حکم ممنوع‌الورودی به دانشگاه صادر کردند. همه‌ی این دانشجویان نویسندگان و دست‌اندرکاران انتشار نشریه‌های دانشجویی در سیستان و بلوچستان بودند، نشریه‌های “کاغذ اخبار”، “پنجره”، “شورا” و “سیاه و سفید”. برخی از دانشجویان ممنوع‌الورود شده را با توهین و کتک از دانشگاه بیرون کردند. 

سرانجام پنج تن از دانشجویان تعهدنامه نوشتند که درآینده دیگر هیچگونه فعالیت صنفی و سیاسی نخواهند داشت. احکام قطعی سه دانشجو را در روز شنبه (۱۷ اسفند) اعلام کردند: برای علی باقری، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ادبیات، دو ترم محرومیت از تحصیل و پیشنهاد تبعید به دانشگاهی دیگر را صادر کردند، برای کامران جلیل، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات، دو ترم محرومیت از تحصیل، و برای امین صالحی، عضو انجمن اسلامی دانشکده مهندسی، یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و یک ترم هم به صورت تعلیق.

به گفته‌ی کامران جلیل این دانشجویان مجبور بوده‌اند تا صدور حکم قطعی از محیط دانشگاه و خوابگاه دانشجویی خارج شوند. “بعد از صدور حکم به صورت غیرقانونی ما را یک ماه بیرون کردند. یک ماه گذشته را ما در خیابان بودیم، اگر جایی بود، در خانه‌ی دوستانمان، این گوشه و آن گوشه به سر بردیم. خود من سه شب در پارکی روبروی دانشگاه خوابیدم. هر مشکلی را به جان پذیرفتیم، گفتیم تا بررسی‌شان را بکنند.”

اتهام دزدی به دانشجویان و ضرب و شتم علی باقری

دانشجویان در روز ۱۷ اسفند پس از اطلاع از تایید احکام خود تصمیم به برداشتن لباسها و لوازم خود از خوابگاه دانشجویی گرفتند تا رهسپار خانه‌ی خود شوند و این موضوع را با مدیرکل امور دانشجویی دانشگاه هماهنگ کردند. اما نگهبانان از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری می‌کنند. کامران جلیل در این مورد به دویچه وله گفت: “من دم در ایستاده بودم، آقای باقری رفتند داخل که وسایلشان را بیاورند. یک دفعه روبرو شدند با چند نگهبان که گفتند نباید بیایی داخل. آقای باقری گفتند من هماهنگی کردم، اما نگهبانان قبول نکردند و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.” جلیل گفت که ضرب و شتم دانشجویان توسط نگهبانان به امری عادی در دانشگاه سیستان و بلوچستان تبدیل شده است. وی افزود “من سه سال و نیم در دانشگاه سیستان و بلوچستان تحصیل کرده‌ام و بیش از پنجاه بار دیده‌ام که حراست دانشگاه دانشجو را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.”
این عضو انجمن اسلامی دانشکده ادبیات می‌گوید که بخاطر نزدیکی میان نگهبانان، حراست و رییس دانشگاه، به طور معمول این سناریو را می‌توان دید که سرانجام دانشجو متهم می‌شود که متخلف بوده و برای دزدی به خوابگاه آمده بوده است؛ در نتیجه تمام نیروی دانشجو صرف آن می‌شود که خود را از اتهام دزدی مبرا سازد و دیگر جایی برای شکایت از ضرب و شتم‌کنندگان نمی‌ماند.

کامران جلیل و گروهی دیگر از دانشجویان شاهد ضرب و شتم شدید علی باقری توسط نگهبانان بوده‌اند. کامران جلیل در این مورد گفت: “ایشان از ناحیه‌ی پا و شکمشان خیلی آسیب دیدند و وضعیت درستی هم ندارند. فشار زیادی روی ایشان آوردند. ایشان را گذاشتند زیر صندلی، پاهایش را هم گذاشتند روی گردنش تا تکان نخورد و نشستند رویش. همان موقع به مدت پنج ساعت بیهوش بودند. دو بار او را با پاشیدن آب به هوش آوردیم، اما دوباره از هوش رفت. ولی هیچکدام از مسئولین دانشگاه بالای سرش نیامد. ما را به اتاقی بردند تاریک، که نمی‌دانیم کجای دانشگاه بود. در محیط دانشگاه به هر کس زنگ می‌زدیم جواب نمی‌دادند، که آقا دانشجوی‌تان را زدند، بیهوش است. از شکمش خون می‌آید و پایش هم کبود کبود است. باور نمی‌کنید که مسئول تعمیرات خوابگاه ادبیات را به عنوان نماینده‌ی دانشگاه پیش ما فرستادند. یک ساعت و نیم در آن اتاق بودیم، حاضر نمی‌شدند با ۱۱۵ تماس بگیرند که اورژانس پزشکی ایشان را به بیمارستان ببرد. اینها را که ‌دیدم پشیمان شدم از دانشجو بودنم و فکر می‌کردم پس شخصیت دانشجو کجاست؟ کی می‌خواهند نشان بدهند که دانشجو شخصیت دارد؟”
سپس نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان وارد دانشگاه شده، علی باقری، کامران جلیل و فرهاد شاه‌مرادلو، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد، را که به تعرض نگهبانان اعتراض کرده‌بودند، دستگیر و به کلانتری برد. شدت آسیبها به علی باقری به گونه‌ای بود که وی را به بیمارستان انتقال دادند. به گفته‌ی کامران جلیل مسئولان حراست و نگهبانی در نامه‌ای به کلانتری علی باقری و کامران جلیل را متهم به قصد اغتشاش در دانشگاه، دزدی از خوابگاه و فحاشی و قصد کتک‌کاری با نگهبانان کرده بودند. روز یکشنبه (۱۸ اسفند) دانشجویان دستگیر شده را به طور موقت آزاد کردند. علی باقری تا لحظه‌ی تنظیم این گزارش (ساعت ۱۶ به وقت آلمان) در حالت نیمه‌بیهوشی در بیمارستان زاهدان به سر می‌برد.

کیواندخت قهاری
دویچه وله

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:37 توسط آوای پلی تکنیک |

تمام سلول‌های بند ۲۰۹ زندان اوین، به علت کثرت زندانیان، پر شده است. طبق گزارش‌های دریافتی، رکسانا صابری و شبنم مددزاده، به بنند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شده‌اند.همچنین ۴ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، حسین ترکاشوند،اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار که نزدیک به یک ماه است در اعتصاب غذا هستند، به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده‌اند.گفتنی است به علت انتقال بسیاری از زندانیان از بند ۲۰۹ به بند ۲۴۰، نگهبانان بند ۲۰۹ به بند ۲۴۰ منتقل شده‌اند. رکسانا صابری خبرنگار ایرانی - آمریکایی است که از حدود یک ماه پیش بازداشت شده است. وی ۶ سال بود که در ایران مشغول به کار خبرنگاری بود. شبنم مددزاده نیز دانش‌جوی دانش‌گاه تربیت معلم تهران و عضو انجمن اسلامی این دانش‌گاه است که از روز اول اسفند ماه در ادامه‌ی فشارها به دانش‌جویان، بازداشت به سر می‌برد.

فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:9 توسط آوای پلی تکنیک |

یکشنبه 17/12/1387، طی تماس تلفنی که با مازیار معصومی از فعالین دانشجویی دانشگاه اصفهان از طرف ستاد خبری اطلاعات اصفهان گرفته شد، به وی اعلام شد که فردا ساعت ۱۰ صبح خود را به ستاد خبری اطلاعات اصفهان  برای ادای پاره ای توضیحات معرفی نماید!

این احضار در حالی است که ۴ تن دیگر از دانشجویان دانشگاه اصفهان به نامهای علیرضا داودی، بهمن خدادادی، ارسلان صادقی و حسین سرشومی در زندان مرکزی اصفهان به سر می برند، که ارسلان صادقی و حسین سرشومی طی احضار به دادگاه انقلاب و حضور در آن مکان، بلافاصله دستگیر و به زندان منتقل شده اند؛ سئوالی که برای این دانشجو پیش آمده این است که اگر به ستاد خبری اطلاعات مراجعه نماید چه تضمینی وجود دارد که وی نیز بازداشت نشود…؟!

همین طور بنا به اطلاع کمیته نجات دانشجویان در بند دانشجویان زندانی اصفهان به شدت در زیر فشار های جسمی و روحی قرار دارند. وضعیت دانشجویان فوق بسیار نگران کننده می باشد. فشارهای وارده به حدی بوده که بنا به اطلاع خانواده بهمن خدادی تیم بازجویی مجبور به انتقال وی به بیمارستان زندان شده اند.

انعکاس وسیع و حساسیت نهادهای بین المللی حقوق بشری سبب گردیده وزارت اطلاعات فشارها را بر افراد زندانی مبنی بر جرایم غیر دانشجویی و همچنین بر خانواده های ایشان مبنی بر عدم انعکاس فشار و شکنحه بر عزیزانشان بیفزاید.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 1:18 توسط آوای پلی تکنیک |


زنان، جفت همپایه،  نه جنس دوم

هشتم مارس روز جهانی زن نام گرفته است، روزی که در آن تظاهرات زنان کارگر کارخانجات نساجی نیویورک در سال 1857 برای کسب حقوق برابر توسط مزدوران نهادهای قدرت و ثروت به خاک و خون کشیده شد. از آن پس این روز بیادماندنی سمبلی شد برای تلاشهای زنان جهان در جهت مبارزه با نابرابری و رسیدن به حقوق برابر.

تضاد جنسیتی یکی از ریشه دارترین تضادهای زندگی اجتماعی بشر است. دلیل بروز این تضاد آنطور که محافل واپسگرا و ضد دانش و پیشرفت ادعا می کنند نه در ساخت بیولوژیک این دو جنس نهفته است و نه در خصلت ها  و روحیات متفاوت آنها بلکه اساسا این تضاد را باید در دامن تضاد بزرگتر و اساسی تری دید که کل زندگی اجتماعی بشر را دستخوش نا برابریها و تبعیض ها کرده است و آن هم به معنای عام تضاد با همنوع و در معنای خاص تضاد طبقاتی است. بروز این تضاد در زندگی اجتماعی بشر ، تمام وجوه آن را نا متعادل کرده است. اگر این تضاد را تجزیه و تحلیل کرده کنیم حداقل به سه تضاد عمده ی دیگر می رسیم که  عبارتند از تضاد ستمگری، تضاد بهره کشی و تضاد فریب کاری. با این تحلیل اگر زنان به نسبت مردان از مدار قدرت و مدیریت دور افتاده اند ناشی از تضاد ستمگری است و اگر به همان نسبت دستشان از ثروت و دارایی کوتاه است به دلیل وجود تضاد بهره کشی است و اگر در مناسبات آنها با مردان بی صداقتی و بی اعتمادی وجود دارد ناشی از تضاد نیرنگ بازی است . نابرابریهای حقوقی و جنس دوم شدن زن را باید در این نابرابری ها جستجو کرد. با این توصیف مبارزات و جنبشهای برابری خواه زنان تنها در صورتی به ثمر می رسد که در مسیر و همگام با مبارزات بزرگ رهایی بخش و آزاد ساز انسان از این قیود تاریخی باشد.

زنان در جامعه ی ایران هم به دلیل سنتی بودن جامعه و عقب ماندگی عمومی آن و هم به دلیل اینکه بعد از 22 بهمن 1357 جامعه ایران با یک "سروته" شدگی تاریخی مواجه شده و واپسگرایان زن ستیز بر مقدرات جامعه مسلط شده اند، دچار ستم مضاعف شده و حتی آنچه را که روزی داشته اند مثل حق پوشش دلخواه از دست داده اند. به همین دلیل جنبش برابرخواهی زنان ایران امروز در ردیف جنبشهای دیگر سیاسی اجتماعی و حقوق بشری، یکی از ارکان مبارزات رهایی بخش در ایران است که اگر چه با ایجاد محدودیت و سرکوب مواجه است اما همچنان استوار و پابرجا در مسیر اعتلا و شکوفایی به پیش می رود.

 امضا کنندگان ذیل این نوشته، زندانیان سیاسی بند 350 اوین ضمن بزرگداشت این روز و تبریک آن به تک تک زنان ایران و بویژه مبارزان جنبشهای زنان و همینطور محکوم کردن دستگیریها و محاکمات غیر عادلانه ی آنان برای همه ی آنها آرزوی موفقیت و پیروزی دارند.

با آرزوی پایان نابرابریهای تاریخی زندگی بشر از جمله نابرابری جنسیتی

علی صارمی

محمدعلی منصوری

 سیدظهورنبوی چاشمی

میثاق یزدان نژاد

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 18:3 توسط آوای پلی تکنیک |

پس از اعتراض دانشجویان به دفن قربانیان جنگ در دانشگاه و برخوردهای شدید چماقداران با دانشجویان و بازداشت بیش از 70 نفر از دانشجویان، دستگاه سرکوبِ حراست و کمیته انضباطی در دانشگاه سرکوبِ دانشجویان شرکت کننده در تجمع دوشنبه ۵ اسفند را آغاز کرد و در اولین سری از احکام صادر شده، کوروش محمود کلایه و آروین طاهایی، هر کدام  به ۲ ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و جبران خسارت های وارده به دانشگاه، امیر جهانگیری، فهیمه ضیایی و یاسر ترکمن هر کدام  به 1 ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات، محکوم شدند. لازم به ذکر است که احکام صادره، اولیه می باشند و دانشجویان 10 روز فرصت دارند تا به این احکام اعتراض کنند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 15:46 توسط آوای پلی تکنیک |